شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اد مردی چاشتگاهی در رسید * در سرا عدل سلیمان در دوید | رویش از غم زرد و هر دو لب کبود * پس سلیمان گفت ای خواجه چه بود | گفت عزرائیل در من این چنین * یک نظر انداخت پر از خشم و کین | گفت هین اکنون چه میخواهی بخواه * گفت فرما باد را ای جان پناه | تا مرا زینجا به هندستان برد * بوک بنده کان طرف شد جان برد | نک ز درویشی گریزانند خلق * لقمهٔ حرص و امل زانند خلق | ترس درویشی مثال آن هراس * حرص و کوشش را تو هندستان شناس | باد را فرمود تا او را شتاب * برد سوی قعر هندستان بر آب | روز دیگر وقت دیوان و لقا * پس سلیمان گفت عزرائیل را | کان مسلمان را بخشم از بهر آن * بنگریدی تا شد آواره ز خان | گفت من از خشم کی کردم نظر * از تعجب دیدمش در رهگذر | که مرا فرمود حق کامروز هان * جان او را تو بهندستان ستان | از عجب گفتم گر او را صد پرست * او به هندستان شدن دور اندرست | تو همه کار جهان را همچنین * کن قیاس و چشم بگشا و ببین | از کی بگریزیم از خود ای محال * از کی برباییم از حق ای وبال
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
