پادگرد
کاور #71 - عارفی که بر مرگ فرزند نمی‌گریست
داستان های مثنوی

#71 - عارفی که بر مرگ فرزند نمی‌گریست

۱۷ خرداد ۱۴۰۱ · 29 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بود شیخی رهنمایی پیش ازین *** آسمانی شمع بر روی زمین | چون پیمبر درمیان امتان *** در گشای روضهٔ دار الجنان | گفت پیغامبر که شیخ رفته پیش *** چون نبی باشد میان قوم خویش | یک صباحی گفتش اهل بیت او *** سخت‌دل چونی بگو ای نیک‌خو | ما ز مرگ و هجر فرزندان تو *** نوحه می‌داریم با پشت دوتو | تو نمی‌گریی نمی‌زاری چرا *** یا که رحمت نیست در دل ای کیا | چون ترا رحمی نباشد در درون *** پس چه اومیدست‌مان از تو کنون | ما باومید تویم ای پیش‌وا *** که بنگذاری تو ما را در فنا | چون بیارایند روز حشر تخت *** خود شفیع ما توی آن روز سخت | در چنان روز و شب بی‌زینهار *** ما به اکرام تویم اومیدوار | دست ما و دامن تست آن زمان *** که نماند هیچ مجرم را امان | گفت پیغامبر که روز رستخیز *** کی گذارم مجرمان را اشک‌ریز | من شفیع عاصیان باشم بجان *** تا رهانمشان ز اشکنجهٔ گران | عاصیان واهل کبایر را بجهد *** وا رهانم از عتاب نقض عهد | صالحان امتم خود فارغ‌اند *** از شفاعتهای من روز گزند | بلک ایشان را شفاعتها بود *** گفتشان چون حکم نافذ می‌رود | هیچ وازر وزر غیری بر نداشت *** من نیم وازر خدایم بر فراشت *** این برنامه‌ای است از رادیو بامداد تمامی قسمت‌های این مجموعه را می‌توانید در وبسایت رادیو بامداد بشنوید www.RadioBamdad.com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.