
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
آن یکی افتاد بیهوش و خمید چونک در بازار عطاران رسید | بوی عطرش زد ز عطاران راد تا بگردیدش سر و بر جا فتاد | همچو مردار اوفتاد او بیخبر نیم روز اندر میان رهگذر | جمع آمد خلق بر وی آن زمان جملگان لاحولگو درمان کنان | آن یکی کف بر دل او می براند وز گلاب آن دیگری بر وی فشاند | او نمیدانست کاندر مرتعه از گلاب آمد ورا آن واقعه | آن یکی دستش همیمالید و سر وآن دگر کهگل همی آورد تر | آن بخور عود و شکر زد به هم وآن دگر از پوششش میکرد کم | وآن دگر نبضش که تا چون میجهد وان دگر بوی از دهانش میستد | تا که می خوردست و یا بنگ و حشیش خلق درماندند اندر بیهشیش | پس خبر بردند خویشان را شتاب که فلان افتاده است آنجا خراب | کس نمیداند که چون مصروع گشت یا چه شد کور افتاد از بام طشت | یک برادر داشت آن دباغ زفت گربز و دانا بیامد زود تفت 📻 📻 📻 این برنامهای است از رادیو بامداد تمامی قسمتهای این مجموعه را میتوانید در وبسایت رادیو بامداد بشنوید www.RadioBamdad.com
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





