پادگرد
کاور #114 - داستان شاه در لباس دزدان
داستان های مثنوی

#114 - داستان شاه در لباس دزدان

۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ · 29 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

داستان شاه در لباس دزدان شب چو شه محمود برمی‌گشت فرد * با گروهی قوم دزدان باز خورد | پس بگفتندش کیی ای بوالوفا * گفت شه من هم یکی‌ام از شما | آن یکی گفت ای گروه مکر کیش * تا بگوید هر یکی فرهنگ خویش | تا بگوید با حریفان در سمر * کو چه دارد در جبلت از هنر | آن یکی گفت ای گروه فن‌فروش * هست خاصیت مرا اندر دو گوش | که بدانم سگ چه می‌گوید به بانگ * قوم گفتندش ز دیناری دو دانگ | آن دگر گفت ای گروه زرپرست * جمله خاصیت مرا چشم اندرست | هر که را شب بینم اندر قیروان * روز بشناسم من او را بی‌گمان | گفت یک خاصیتم در بازو است * که زنم من نقبها با زور دست | گفت یک خاصیتم در بینی است * کار من در خاکها بوبینی است | سرالناس معادن داد دست * که رسول آن را پی چه گفته است 📻 📻 📻 این برنامه‌ای است از رادیو بامداد🌟 تمامی قسمت‌های این مجموعه را می‌توانید در وبسایت رادیو بامداد بشنوید www.RadioBamdad.com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.