
وقتی که
«وقتیکه... » بیشتر از اونکه شبیه به پادکست باشه، به پلیلیست شبیهه. خیلی از ما موزیکهای خودمون رو با توجه به مودهای پرتکرار خودمون توی زندگی فولدربندی میکنیم. مثلاً یه فولدر موزیک داریم برای پاییز، یکی برای زمستون، یکی برای وقتیکه عاشقیم، یکی برای وقتیکه ناراحتیم، یکی برای وقتیکه خوشحالیم و با همین مدل موزیکهای پلیلیستهای خودمون رو فولدربندی میکنیم. حتی روی استریمرهای موزیک مثل «اسپاتیفای»، «تیدال»، «رادیوجوان و باقی هم پلیلیستهای وابسته به مودهای مخاطب وجود داره و پلیلیستهای پرطرفداریه. مشکل این پلیلیستها چیه؟ توی بیشتر اونها جای حرف خالیه؟ گاهی وقتها ما دوست داریم که موقع ناراحتی یهنفر لابهلای موزیکهایی که میشنویم با ما از ناراحتی حرف بزنه. یا وقتی شکست عشقی خوردیم توی فاصلهی میون موزیکها یکی با ما از شکست عشقی حرف بزنه. وقتیکه... پلیلیستی از موزیک و حرفه: حرف، موزیک، حرف، موزیک، حرف، موزیک...
