پادگرد
تصویر آزاده ابراهیمی

پروفایل پادکستر

آزاده ابراهیمی

پادکست‌های آزاده ابراهیمی

کاور از خانه گفتن

از خانه گفتن

من آزاده ابراهیمی معمار و پژوهشگر معماری و به خصوص حوزه معماری خانه هستم. اینجا مباحثی را که برای شناخت خانه در بستر میان رشته ای معماری با حوزه های دیگر مثل جامعه شناسی و روانشناسی و فلسه و ادبیات ، مطالعه و تحلیل کرده ام و در آتلیه طراحی معماری دانشکده معماری و هنر تدریس می کنم ، را می شنوید. هدف من از این پادکست ها کمک به فهم بیشتر محیطی است که درآن زیست می کنیم تا ازین طریق کیفیت زندگیمان را افزایش دهیم . و در سطح بعدی افزایش آگاهی متخصصان و دست اندرکاران و معماران ، طراحان و تمام کسانی که مستقیم و غیر مستقیم با امر اساسی خانه در ارتباط هستند . و به نوعی تصمیم گیرنده هستند و یا تحت تأثیرتصمیمات متولیان امر خانه قرار دارند. ازین رو این پادکست برای معماران ، دانشجویان معماری ، متخصصان و همه علاقه مندان این حوزه قابل درک و استفاده است. امیدوارم قدم کوچکی باشد برای ارتقای فرهنگ و بینش جامعه فرهیخته و عموم علاقه مندان. مشتاقانه از نظراتتون چه مثبت و چه منفی استقبال می کنم. با احترام . موسیقی متن : Home

کاور بوبَن خوانی ( خوانش نوشته های بوبَن

بوبَن خوانی ( خوانش نوشته های بوبَن

🎧 اینجا صدای فلسفه، عرفان و گاهی عاشقانه‌ها را می‌شنوید… کریستین بوبن، نویسنده‌ و فیلسوفِ فرانسوی، از دلِ خاموشی و سکوت، از کودکی، عشق، مرگ، تنهایی و طبیعت می‌نویسد. نوشته‌هایش چیزی بین زمزمه‌ و اندیشه‌اند؛ لطیف، بی‌ادعا و ژرف. کریستین بوبن، نویسنده‌ی سکوت‌های پرمعنا کریستین بوبن نویسنده‌ای‌ست که واژه را همچون برگی از نور بر صفحه می‌نشاند. صدای او، نجواست، نه فریاد؛ حضوری‌ست آرام اما عمیق، درست شبیه کسانی که در زندگی ما نمی‌درخشند، اما گرم‌مان می‌کنند. در نوشته‌های بوبن، «عشق» نه یک حادثه‌ی دراماتیک، که حقیقتی ساده و بی‌ادعاست. او از مادران، کودکان، اشیای کوچک و خداوند با زبانی حرف می‌زند که مرز شعر و نثر را محو می‌کند. آدم‌ها را نه در بزرگیِ قهرمانی‌هایشان، که در لطافت روزمره‌بودن‌شان می‌بیند. بوبن بیشتر از آنکه "روایت‌گر" باشد، "مکاشفه‌گر" است. او با چشمی شاعرانه و ایمانی کودک‌وار، در پی یافتن رد پای معنا در جهانِ بی‌سر‌و‌صدای اشیاست. مرگ برایش پایان نیست، و زندگی را نه در هیاهو، که در لحظه‌های آرام و شفاف جست‌وجو می‌کند. نوشته‌های بوبن، یادمان می‌آورد که گاهی لازم نیست «کاری کنیم»، کافی‌ست ببینیم؛ با چشمانی گشوده و دلی بیدار. اگر به خوانش این جهانِ نرم و اندیشناک علاقه‌مندید، لطفاً با دنبال‌کردن و تشویق‌هاتون از من حمایت کنید. 🙏✨

کاور پدر نوشت

پدر نوشت

پدرم فرد رومانتیک و کاریزماتیکی بود و اهل نوشتن.در دوران کودکی و ابتدای نوجوانی پدرم تنها کسی بود که برای انشا نوشتن ازش کمک می خواستم. از زبون مامانم و خاطره های جوانی و آشنایی شون شنیده بودم که یک گونی بزرگ نامه های عاشقانه برای مامان نوشته بود ❤️( واسه این میگم که همه اون نامه ها رو توی یک گونی بزرگ در انبار تا مدتها نگه داشته بودن) . یکی از آرزوهای نوجوانی ام دستیابی به اون گنجینه عاشقانه بود؛ و زهی خیال باطل ! من هرگز حتی به یکی شون هم دست پیدا نکردم. و بعدها فهمیدم که اون مامان بوده که همه رو ریخته دور ! شاید از ترس اینکه سه تا بچه نوجوونش به اون گنجینه ممنوعه دست پیدا کنن. گرچه بعدها فهمیدم ازین هیجان زودگذر و مخربش پشیمون شده ! دوازده سال پیش ، چندین ماه پس از درگذشت پدرم در خالی کردن طبقات بالای کمدها به یک دفترچه قدیمی دست پیدا کردم که داستانهای دستنوشته پدرم ، متعلق به قبل ازدواج پدر و مادرم بود . تونستم دور از چشم همه برش دارم و در جایی که تا پارسال فراموش کرده بودم پنهانش کنم تا در فرصت مناسبی که دوازده سال پیش نیومد بخونمش. و حالا یکسال است که... اپیزودهایی که می شنوید داستانهای اوست. داستانهای پدرم، با صدای دخترش. انتشار این داستانکها ادای دین منست یه پدری که تا ابد در قلبم زنده است. و یادش زنده ام میدارد و نامش افتخارم است. بشنوید و اگر لذت بردید، برایش نور و آرامش طلب کنید.