Namelessهمان موقع که همه چیز رو به نابودی رفته بود، زمانی بود که قدیسهام به دیدارم آمد. فکر کنم برای همین است که همچنان در حال جنگیدن، برای هدفی ناشناختهام؛ هدفی که تنها درکش کردهام و زبانم از بیانش، قاصر است!