
روایت رعنا
لیز خوردم وقتی که روی اشک هایم میرقصیدم خانه ام را دوست داشتم اما بعضی وقت ها می خواستم آتش اش بزنم سیگارم ام را روی لب های او می خواستم همه می دانند که من عاشق صدای پای بازیگران نمایش روی صحنه بودم خانه های کاغذی زیادی ساختم اما همه شان غرق شدن وقتی که روی اشک های میرقصیدم
