
متفاوت می نویسم
سکوت را میشکنم تا پرده از معصومیتی بگشایم که آلوده است به کم خودبینی که شاید آلوده به غرور تا قلبم را سهیم شوم و از دالان خست پا در وادی وفور بگذارم تا روح و جانم در آغوش گیرد جانهای خسته و روحهای زخمی چون خود را پنجره از خلوت محدود و مقدسم به میدان ریسک و خطر میگشایم به کوچه های تاریک و روشن انتقاد و تحلیل پا بر ترسهای منحوس و باورهای شرمگین میگذارم به امید درخشش خویشتن
