
وقتی حالت بده یه کاری انجام بده که بهتر بشی
نامیدی به صورت کلی زندگی ما را هدر میدهد و گاهی هم به صورتهای پراکنده به سراغ ما میآید تا زندگی روزانه کا را دچار گرفتگی و انفعال کند. من د سی از جردن پترسون و تستفن هاوکینگ یاد گرفتم و به تین نتیجه رسیدم که باید با تین حس بد و سنگین و سرو مرگآور جنگید تا بشود که زندگی را درخپر. یشتن تجربه کنیم. تا هر چه خستیم و هر که نستسم زندگی روزانه ما دچار درد و یاس و سرخور گی نشود. در این خصوص ور در این حالات باید کاری کرد،نه کار به حصوص دارای پیشینه عجیب و غ یب و درمانی ،نه دقیقا به معنی خود کلمه باید کاری کرد همین ،هرچه باشد . باید با حس چسپیدگی به زمین جنگید.یک جنگ کوچک که دستاودرش چیزی در حد بلند شدن و خود را کش آور ن باشد.شای. ناکافی به نظر برسد و ناکاغی هم باشد پلی اولا از انفعال بهتر است دوما همین کار تو را به کار بعدی راهنمایی میکند. به هر حال ما زنده به آنیم که آرام نگیریم.
