
Corner PP08: Nashta | تیم نه نفرهی ناشتا | پادکست ناشتا | ضبط شده در بهمن ۱۴۰۴
۱۹ شهریور ۱۴۰۵ · 1 ساعت و 13 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
تیم «ناشتا»، جمعی نهنفره از سازندگان پادکست خبری روزانهای به همین نام، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ کیارش، ساینا، سید، چکاوک، مهدی، سارا، رضا، فریناز و رسول. ناشتا از جایی شروع شد که معمولاً پروژهها در آن تمام میشوند: از یک اکیپ دوستی. نه نفر که از سال نود و هشت با هم سفر و مهمانی رفته بودند و حالا دنبال بهانهای بودند برای یک کار مشترک. اول حرف از خریدن زمین در شمال بود، بعد قرار شد پادکست بزنند. چیزی که این جمع را از هزار جمع مشابه جدا میکند، اتفاقی است که روز اول افتاد. بهجای اینکه دور هم بنشینند و کار را با انرژی رفاقت جلو ببرند، نشستند و یک توافقنامه نوشتند و در نه نسخه امضا کردند. سهم هر کس، مالکیت معنوی، و حتی اینکه اگر روزی یکی خواست برود، تکلیف سهمش چه میشود. مهدی سر یکی از بندها زنگ زد و اعتراض کرد، بند شلتر و دوباره فرستاده شد. رفاقت سر جایش ماند و ساختار هم ساخته شد. بعد نوبت فرآیند بود. خودشان میگویند یک مشت مهندساند، و همان نگاه را روی تولید محتوا پیاده کردند. هر روز همه خبر جمع میکنند، خبرها با لایک و دیسلایک در گروه انتخاب میشوند، یک نفر آن روز سردبیر است و لحن نه نفر را یکدست میکند، دو نفر میخوانند و یکی تدوین میکند. سردبیر هر روز عوض میشود. حاصلش شش اپیزود در هفته است و یک اپیزود ویژهٔ شنبه که در آن اجازه دارند هر کاری دلشان میخواهد بکنند. در این مدت با تمام سختیهایی که در بیش از یک سال گذشته وجود داشته پروژه متوقف نشده است حتی ماههایی که به گفتهٔ خودشان همه ناامید بودند و کسی حوصلهٔ کار تیمی نداشت. رسول در سختترین روزها از اپیزودها کنار کشید و بچهها کاورش کردند و بعد خودش را رساند. فریناز روزهایی که خودش داغان بود، نمک جمع را نگه داشت. و بخش کمگفتهشدهٔ ماجرا اقتصاد آن است. ناشتا تا امروز آوردهای داشته و هیچکدام یک ریال برنداشتهاند. همهاش نگه داشته شده برای پلن بعدی. همه شغل اول دیگری دارند و همه، بدون استثنا، میگویند میخواهند روزی ناشتا شغل اولشان باشد. کیارش پلن سال بعد را بیتعارف میگوید: بزرگترین پادکست فارسی شدن. در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» است، همراه تیم ناشتا باشید تا از تبدیل شدن یک گروه دوستی به یک تیم حرفهای، از نوشتن توافقنامه بین رفقا، از طراحی فرآیندی که شش روز در هفته خروجی میدهد، از چرخاندن چهار میکروفن بین نه نفر در تهران، و از اینکه خلاقیت کجا اتفاق میافتد گفتوگو کنیم. این شما و این گفتوگوی جذاب تیم «ناشتا» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر. امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید. از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید. پروژهی جدید کوزی کرنر، پادکست روانشناسی روزانهی «دیلی مود» رو دنبال کنید: https://castbox.fm/vc/7432914
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
