پادگرد
کاور اپیزود سی و پنجم چکاوا،صدای آپارات
پادکست چکاوا

اپیزود سی و پنجم چکاوا،صدای آپارات

۲۸ فروردین ۱۴۰۴ · 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

این نوشته در سایت چکاوا به وجود آمد اپیزود سی و پنجم چکاوا،صدای آپارات اپیزود سی و پنجم چکاوا،صدای آپارات یک آپارات، یک صدا، و نوری که از دل تاریکی می‌تابید و صدای چرخدنده های آپارات که قصه را روایت میکرد… در این اپیزود سفری خواهیم داشت به روزگاری که آپارات، دریچه ای بود به اقیانوس بی کران سینما. صداهام مثلِ عطرها همیشه آدما رو به یه روزایی میبرن که پر از خاطره ها و حال و هوای خوبن، یه سری صدا تو جهان هست که با تولدشون سرنوشت خیلی از آدمو و هنرشونو مشخص میکرد. تا حالا صدای آپارات به گوشتون خورده؟ همون صدای خِش‌خِش که موقع رد شدنِ نگاتیو از حلقه‌ها و چرخ‌دنده‌های دستگاه شنیده میشه رو میگم؟ این صدا یه جورایی امضاِ سینماست و واسه خیلیا یادآورِ روزهای ابتداییِ فیلم ‌سازی تو جهانه. شاید پدربزرگای ما یادشون باشه زمانی رو که سالنای تاریک سینما با نور لرزون و چرخش آپارات زنده میشدن. قرن نوزدهم داشت سر میومد که سر و کله آپارات پیدا شد، زمانی که برادرای فرانسویِ لومیر فیلمای کوتاهشونو تو سالن‌های کوچیک نمایش میدادن. وقتی اولین نمایش عمومی فیلما سال 1895 برگزار شد، اونجا بود که صدای آپارات به خاطر عملکردِ مکانیکی دستگاه خیلی واضح به گوش مردم خورد. برادرای لومیر برای نمایشِ فیلمایی مثل خروج کارگرا از کارخونه، اولین بار از این دستگاها استفاده کردن. این صداِ واضح آپارات، بیشتر به سالنای کوچیک و خاموش اون دوران تعلق داشت، جایی که هر بار نگاتیو از مقابل لامپ میگذشت، یه صدایی به وجود میومد که بخشی از جذابیت تجربه تماشا بود. اگر بخوایم تخمین بزنیم، قبل اینکه نو بیاد به بازار و دوربینا دیجیتالی بشن، شاید صدای آپارات توی تاریخ سینما میلیون‌ها بار تکرار شده، چون هر فیلمی که روی نگاتیو ساخته میشد، بالاخره باید از این دستگاه رد میشد. جالبه بدونید، از زمانی که صدا به فیلم اضافه شد، یعنی سینمای صامت هم به تاریخ پیوست، این صداِ آپارات بخشی جدانشدنی از تجربه‌ی فیلم دیدن بود. حتی امروز، خیلی از فیلمبازا وقتی این صدا رو میشنوند، یه جوری این نوستالژی شیرین براشون زنده میشه. جذابیت ماجرا اینجاست که این صدا در کنارِ اینکه بخشی از تکنولوژی اون زمان بود، تازه به یه عنصر حسی هم تبدیل شد، مثل عطرِ دفتر و کتاب قدیمی که آدمو به گذشته میبره. اگه به شما بگیم که به صدایِ یه آپارات واقعی گوش بدید، حتی اگه تو اون زمان زندگی نکرده باشید، قشنگ میتونید حس کنید که دارید تاریخ رو لمس می‌کنید، باور می‌کنید، چون این صدای یکنواخت و جذاب هنوز زندست، اونم برای همه عاشقای سینما که دلشون برای این جادوی قدیمی تنگ شده. آپارات و صداش شاید حالا بیشتر به نوستالژی‌ پیوسته باشه، ولی هر بار که یادت میفته، انگار یه گوشه قلبتُ قلقلک میده. چون این صدا انگار جون داره، خودش قصه میگفت و تماشاگر و مینشوند جلوی پرده‌ی سینما، درست وسط یه دنیای خیالی. ولی حالا هر چقدرم دیجیتال و مدرن شده باشیم، باز انگار گاهی اوقات میخوایم برگردیم به همون صدا، همون حال ‌و‌هوا و دوباره مثل قدیما توی تاریکی سالن، با صدای تیک تیکِ نگاتیو، وارد دنیای جذابی بشیم که انتهاش معلوم نیست. قبلی قبل اپیزود سی و چهارم چکاوا،تلفن چرخان بعدی اپیزود سی و ششم چکاوا،زنگ موبایل بعد اپیزود سی و پنجم چکاوا،صدای آپارات چکاوا .

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.