پادگرد
کاور قسمت سی و نهم - خاطور استاد کانون
چای آخر شب

قسمت سی و نهم - خاطور استاد کانون

۱۰ دی ۱۴۰۰ · 31 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

در برنامه سی و نهم چای آخر شب ادامه قصه سمک عیار را می شنویم. در قسمت قبلی شاهد اتفاقات بسیار مطلوبی بودیم، سمک قلعه را به دست گرفت و شروان لشکر بیرون قلعه را شکست داد، وقتی این خبر به خورشیدشاه رسید او بسیار خرم شد و بالاخره مه‌پری را پس از مدت ها دید. سپس او را با خود به لشکرگاه بردند، اما وقتی خورشیدشاه از مه‌پری طلب وصال کرد مه‌پری سر باز زد و از شاه درخواست کرد ابتدا به پدرش نامه بنویسد و برای این کار طبق قاعده پیش بروند. پس خورشیدشاه فورا نامه نوشت و به سوره حلبی سپرد تا به فغفورشاه برساند. از آن طرف سمک به سمت ماچین رفت تا به گفته خودش ارمنشاه را دست بسته بیاورد اما وسط راه باخبر شد که خردسب شیدو و صابر و صملاد و خمار در بند هستند و دلارام هم به دربار برگردانده شده، پس رفت تا همه آنها را نجات دهد. طرمشه هم که اسیر بود به طرز آشفته حال و غمناکی کشته شد. حالا در این قسمت می بینیم وقتی نامه خورشیدشاه به فغفور می‌رسد چه اتفاقی می‌افتد. اگر هنوز قسمت‌های قبلی را نشنیده‌اید پیشنهاد می‌کنم اول آنها را بشنوید و سپس ادامه قصه را در این قسمت دنبال کنید. راوی: حمیده مسرت تحلیل و بررسی متن: سمانه حسینی، زهرا مهدی‌خواه، حمیده مسرت موسیقی: آلبوم عصیان، کاری از نادر فولادنسب کانال تلگرام: @naderfouladinasab

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.