پادگرد
کاور اپیزود بیست و سوم : بهرام چوبین؛ از میدان جنگ تا افسانه ها
پادکست کافئین (روایت های تاریخی

اپیزود بیست و سوم : بهرام چوبین؛ از میدان جنگ تا افسانه ها

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ · 16 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بهرام چوبین — مدیر کوته‌فکر، خطرناک‌ترین بمب داخل سازمانته وقتی بهترین نیروت رو تحقیر می‌کنی، ارتشش رو به دشمنت هدیه می‌دی. بهرام با ۱۲ هزار نفر، ۳۰۰ هزار نفر را نابود کرد. غنائم فرستاد، خبر پیروزی فرستاد. هرمز در پایتخت نشست و ترسید. پادشاه به جای پاداش، یک دست لباس زنانه و یک دوک نخ‌ریسی برای سردارش فرستاد. بهرام همان لباس را جلوی چند هزار سرباز پوشید و گفت: «این است پاداش پادشاه به کسی که جانش را برای او به خطر انداخته.» ارتشِ پادشاه، در یک لحظه تبدیل به ارتش شخصی بهرام شد. در اپیزود بیست‌وسوم کافئین، دو درس تلخ — یکی برای مدیران، یکی برای متخصصان: درس هرمز — نیروی نابغه‌ات را تحقیر نکن — اگر به خاطر ناامنی شخصیت، دستاوردهای بهترین نیروت رو به نام خودت بزنی یا باهاش بی‌احترامی کنی، داری حکم نابودی شرکتت رو امضا می‌کنی. نیروی نابغه، تحقیر را فراموش نمی‌کند. درس بهرام — مهارت فنی، مساوی رهبری نیست — بهرام فکر کرد چون در جنگ شکست‌ناپذیر است، می‌تواند امپراتوری هم اداره کند. اما مشروعیت سیاسی، شبکه‌سازی و برند شخصی قابل پذیرش، چیزی جدا از تخصص فنی‌ست. شمشیر به تنهایی برای نشستن روی تخت کافی نیست. الان توی سازمانت، مدیر هرمز هستی یا متخصص بهرام؟ جواب رو توی اپیزود بیست‌وسوم پیدا می‌کنی.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.