

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دوید و راست از تیرِ کنارِ دیوار رفت بالا. طنابِ قرمزِ رنگ و رورفتهای دورِ کمرش بود. سرِ طناب را گره زد دورِ تیر و معلّق شد توی هوا. جمع شدیم و برایش کف زدیم، هورا کشیدیم، رقصیدیم. گفت: «دیدین تو تلویزیون چهطور لامصّبا از صخرهها میکشیدن پایین؟» کلاهِ چرمیِ پهنی کشیده بود روی سرش. لبه های چرک گرفته ی کلاه تا رویِ ابروهایش پایین آمده بود. زایدهی کوچکی مثلِ تاجِ خروس از وسطِ نقاب زده بود بیرون و آدم را یادِ چیزهای نگفتنیِ خنده دار میانداخت. یکهو طناب پیچید وسطِ رانهایش. تمام تنش لَنگر برداشت و گِره قلّابکَن شد. پهن شد کفِ کوچه. مثلِ بچّهگربه ای که غرقِ خواب از روی هُرهی دیوار بیفتد پایین. حلقه زدیم بالای سرش. شقیقه اش کبود شد و حرف تهِ گلویش پَس رفت. پ .ن:عکاس کاور داستان ابراهیم سلیمی کوچی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

