

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
با من چیزی بگو و هفتبار در آغوشم بگیر تا اندوهِ جهان به اندازهی هفتبوسه کمتر باشد. خدای را، اینیکبار که پیشانیام بهجای سنگ به شانههای تو خورده چیزی بگو! چیزی بگو با این رودِ خشکِ بیسامان با این جاماندهترینِ مسافرِ جهان با این آوارهمرد که وسط آنهمه تنهایی و بغض و درد آرزو داشت آخرین وطنش حصارِ امنِ بازوهای تو باشد. خدای را! آشنایی دستهایت را دورِ گردنم جابگذار! من خاکِ تشنهی همهی بیابانهای ایرانم و محتاجم به دستهای تو محتاجتر از شبِ کویر به گریهی اَبرهای آبستنِ جنوب خدای را! با من چیزی بگو! با من که فقط همین یکبار پیشانیام به شانههای تو خورده پ.ن:عکاس کاور شعر ابراهیم سلیمی کوچی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




