پادگرد
کاور مَژید
براهیما

مَژید

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

توی یکی از پَرت‌ترین و پریشان‌ترین کوچه‌های تهِ خیابانِ نوّاب خانه گرفته بود. خانه‌ از همان روزِ اوّل شده بود پناهگاهِ هر آواره‌ای که از آبادی‌مان پرت می‌شد به تهران. عصرِ پنج‌شنبه‌ها از کوی دانشگاه پیاده راه می‌افتادم و سرِ‌شب می‌رسیدم به ساختمانِ دودگرفته‌ی بن‌بستِ سی‌و‌چهارم. در را که باز می‌کرد، چشم‌هایش از خوشحالی دو‌تیله‌ی سیاهِ برّاق بود. پ.ن:عکاس کاور داستان ابراهیم سلیمی کوچی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.