
۲۴ اسفند ۱۴۰۳ · 30 دقیقه
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزوداگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است دربارهی دختری که تهران را رها میکند تا در یکی از بیمارستانهای کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحهی اول با روایتی سرراست و جالب میفهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانوادهای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه میشویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقتهایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان میشنویم: «مشتریهای عکاس لبخند میزنند، آراستهاند و سعی میکنند زیبا باشند. مشتریهای من تودهای از اندوه و نگرانیاند. روی در و دیوار عکاسخانه عکسهای قابشدۀ زیبا نصب کردهاند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسباندهاند
هنوز نظری نوشته نشده.
بر اساس عنوان و توضیحات این اپیزود

۲۴ اسفند ۱۴۰۳ · 30 دقیقه

۲۸ اسفند ۱۴۰۳ · 30 دقیقه

۲۳ اسفند ۱۴۰۳ · 30 دقیقه

۹ اسفند ۱۴۰۳ · 28 دقیقه

۲۱ فروردین ۱۴۰۴ · 26 دقیقه

۳۰ فروردین ۱۴۰۴ · 28 دقیقه