پادگرد
کاور شماره 1 (راشل کوری)
بوی زیتون

شماره 1 (راشل کوری)

۳۰ آبان ۱۴۰۲ · 19 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اگرچه صهیونیست ها با حمایتِ مدافعانشون می خوان صدای دادخواهیِ مردم غزه روخاموش کنن، اما کم نبودن انسان های عدالت خواهی که فریاد مردم غزه روشنیدن واز شهروکشورخودشون مهاجرت کردن و به غزه رفتن تا به دنیابگن که نباید دربرابر ظلم واستبدادی که به مردم غزه تحمیل میشه،سکوت کرد.یکی از اون افرادهمین راشله. راشل کوری که می خوام قصه ی زندگیشو به زبان ساده براتون بگم. راشل کوری سال 1979 درامریکا متولد شد.افکارواندیشه های انسانی راشل به اومجال آشنایی باشرایط غزه رو داد و باعث شدکه راشل کوری به رغم مخالفت خانواده ش در27ژانویه 2003به نوارغزه بره. دراولین شب اقامتش دررفح، مبارزه ی راشل با صهیونیست ها شروع میشه. ماجرا ازاین قراره که راشل کوری با کمک دونفراز فعالین خارجی تابلویی رو درخیابانِ اصلیِ رفح نصب می کنه. روی تابلو نوشته شده بود: «افراد بین‌المللی باعث توقف تیراندازی سربازان اسرائیلی به سمت شهروندان فلسطینی شوند راشل ودوستانش با این کارمی خواستن با سیاست تخریب منازل، ریشه‌کن کردن درختان و ارعاب شهروندان بی‌دفاع فلسطینی مقابله کنن. از همون شب صهیونیست ها راشل کوری ودوستانش رو زیر نظر می گیرن.راشل کوری درمدتی که در غره بود، باخانواده ی دکتر سمیرنصرالله که یه داروساز بود آشنامیشه وگه گاه به دیدن خونواده دکترمیره. ادامه ماجرا را حتما گوش کنید

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.