پادگرد
کاور 11_ زنِ آینده( تو را به خدا در را به رویم باز کن)
بوبَن خوانی ( خوانش نوشته های بوبَن

11_ زنِ آینده( تو را به خدا در را به رویم باز کن)

۶ آذر ۱۴۰۴ · 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

جمله ای از متن می‌گوید «برای اینکه بتوانیم چند نوع زندگی داشته باشیم، کافی است هیچ نوع زندگی خاصی برای خودمان نداشته باشیم.» این جمله در ظاهر متناقض است، اما معنای عمیقی دارد: هویت سیال به‌جای هویت ثابت برای خودمان داشته باشیم وقتی تصور می‌کنیم «من فقط این هستم معمارم، یا مادرم، یا روشنفکر، یا منزوی در واقع خودمان را محدود می‌کنیم. اما اگر هویت را باز و در حال تغییر ببینیم، می‌توانیم هم‌زمان چند نقش را زندگی کنیم آزادی از چارچوب‌های تحمیلی ایجادرکنیم بخش مهم پیام این است که «زندگی خاص» یعنی چارچوبی که خودمان یا جامعه برای ما تعیین می‌کند: مثل زنِ همیشه مراقب، هنرمندِ همیشه جدی، فرد موفقِ همیشه پرکار، داشتن یک «نوع زندگی مشخص»، یعنی پذیرفتن این کلیشه‌ها. رهایی از تعریف ثابت، امکان تجربهٔ جهان‌های مختلف را می‌دهد. زندگی چندلایه اسخی به جهان معاصر است نویسنده بر تجربه‌ی چندلایه تأکید دارد. امروز زنان (و البته هر انسانی) می‌توانند هم‌زمان: روی پروژه حرفه‌ای کار کنندروابط انسانی عمیق داشته باشندخلاقیت شخصی را پرورش دهند جهان درونی‌شان را بسازند و حتی چند سبک زندگی متفاوت را در دوره‌های کوتاه تجربه کنند این انعطاف همان چیزی است که «زن آینده» را از زن سنتی جدا می‌کند. این بخش هشدار پنهانی می دهد ، هویتِ بسته = زندگیِ بسته اگر زندگی را در یک «قالب» بریزیم، دیگر نمی‌توانیم نقش‌های تازه، مسیرهای جدید و خودهای متفاوت را تجربه کنیم. برای همین نویسنده می‌گوید: داشتن چند زندگی سخت نیست؛ سختی در نداشتن یک قالب ثابت برای زندگی است. نتیجه‌گیری این جمله دعوتی است به: سیال بودن، نترسیدن از تغییر ، اجازه‌دادن به خود برای تجربه‌ی چند «نسخهٔ زندگی»و رها شدن از تعاریفی که محدودمان می‌کنند آهنگ پایانی: Erota با صدای Tamara

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.