پادگرد
کاور ۳_ ابله محله
بوبَن خوانی ( خوانش نوشته های بوبَن

۳_ ابله محله

۶ دی ۱۴۰۴ · 9 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

این بخش از «ابله محله» بوبن نسبت حقیقت با آموزش، زبان، و ایمان کودکانه است بوبن می‌گوید: آموزش، اگر خیال را حذف کند، حقیقت را هم حذف می‌کند شک، اگر زنده باشد، به ایمان نزدیک‌تر است تا به انکار حقیقت، در زبان خشک نمی‌ماند؛ در داستان، لبخند و تخیل نفس می‌کشد این متن دفاعی شاعرانه است از: کودکی، خیال، و ندانستنِ شجاعانه. ۱. شکِ البن؛ شکِ زنده، نه فلج‌کننده بوبن تأکید می‌کند که البن تردید دارد، اما این تردید: نه از بی‌باوری می‌آید نه از بدبینی روشنفکرانه و نه از ژستِ عقل‌گرایانه این شک، شکِ گشوده است؛ شکی که چیزها را می‌گذارد «باشند» بدون این‌که آن‌ها را به اثبات بکشد. البن شک می‌کند چون هنوز می‌خواهد ببیند، نه چون می‌خواهد رد کند. ۲. بی‌اعتمادی به «آموزش» به‌مثابه ابزار سلطه بوبن به واژه‌ی «تعلیم و تربیت» حساس است. او آن را نه امری خنثی، بلکه زبانی قدرت‌مند می‌بیند که می‌خواهد جهان را توضیح‌پذیر و کنترل‌پذیر کند. وقتی ابن می‌گوید هیچ‌چیز میان انسان را از تردید بیشتر نمی‌گذارد، منظورش این است که:‌آموزشِ رسمی، اغلب جای دیدن را با دانستن عوض می‌کند. دانستن، در این‌جا، نوعی بستنِ راه تجربه است. ۳. نامه‌ها؛ زبان عاشقانه در برابر زبان آموزشی بوبن میان دو نوع نوشتن تمایز می‌گذارد: نوشتن عاشقانه (نامه‌ها) نوشتن آموزشی (تعریف، توضیح، طبقه‌بندی) نامه‌ها، حتی اگر «اطلاعات دقیق» ندهند، چیزی مهم‌تر می‌دهند: حضور. پرسش بوبن درباره‌ی این‌که آیا نامه‌ها اطلاعات دقیقی از لایه‌های زیرزمینی کوه‌های آلپ می‌دهند، عمداً کنایه‌آمیز است؛ چون حقیقتِ نامه‌ها در داده نیست، در ارتباط زنده است. ۴. معلمی که تحسین می‌کند، نه اصلاح معلم ابن، برخلاف انتظار، او را اصلاح نمی‌کند؛ تحسین می‌کند. این نکته ظریف است:تحسین در این متن، پاداش نیست به‌رسمیت‌شناختن قدرت خیال است. تعریف داستان به‌عنوان «معجزه‌ی قدرت تخیل»، بوبن را از واقع‌گرایی خام جدا می‌کند. برای او، تخیل دروغ نیست؛ راهی دیگر برای دست‌یافتن به حقیقت است. ۵. حقیقت؛ آن‌چه باور نمی‌شود‌جمله‌ی پایانی: «حقیقت، باورکردنی است.» این پارادوکس، امضای فکری بوبن است.حقیقت: نه قابل اثبات است نه قابل آموزش، نه حتی قابل باور کامل حقیقت چیزی است که فقط می‌توان در مجاورتش زندگی کرد معلوم نیست از کجا آمده، اما ما را تکان می‌دهد Hosted on SHENOTO

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.