پادگرد
کاور اپیزود سوم: شازده کوچولو (وقتی گندم‌ زارها معنی پیدا می‌کنند)
پادکست بند کفش

اپیزود سوم: شازده کوچولو (وقتی گندم‌ زارها معنی پیدا می‌کنند)

۱۶ مهر ۱۴۰۵ · 20 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note. ​چند سالتان بود که برای اولین بار «شازده کوچولو» را خواندید؟ و حالا اگر دوباره ورقش بزنید، چه چیزی در آن پیدا می‌کنید؟ ​شاید این کتاب هیچ‌وقت فقط درباره یک پسربچه موطلایی در صحرای آفریقا نبوده؛ بلکه درباره همه ما بزرگسالانی است که روزی نقاشی ماری را کشیدیم که فیلی را خورده بود، اما بقیه در آن فقط یک کلاه دیدند. ما بزرگ شدیم، با اعدادی مثل موجودی حساب و تایید دیگران سرگرم شدیم و فراموش کردیم که ریشه‌های بائوباب را هرس کنیم. ​در این اپیزود از «بند کفش»، با آنتوان دو سنت‌اگزوپری به وسط کویر می‌رویم و داستان را این‌بار از چشم خلبانی می‌بینیم که فراموش کرده بود چگونه با دل نگاه کند: ​چرا شازده کوچولو نماد بخش فراموش‌شده درون هر بزرگساله؟ ​سیاره‌های عجیب؛ ما کجای این سیاره‌ها ایستاده‌ایم؟ (از پادشاه بی‌رعیت تا تاجر ستاره‌ها) ​«اهلی کردن» در دنیای پرشتاب امروز به چه معناست؟ ​راز روباه: چرا زمانی که برای گُلت گذاشتی، او را تا این حد مهم کرده؟ ​امشب بعد از شنیدن این اپیزود، به کسی که اهلی‌اش کرده‌اید زنگ بزنید؛ بدون هیچ بهانه بزرگی، فقط بگویید: «به یادت بودم». ​بند کفش‌هاتون محکم!

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.