پادگرد
کاور The Victim - در ستایش قربانی
رادیو سگ سیاه

The Victim - در ستایش قربانی

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ · 44 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نخستین اپیزود از فصل اول رادیو سگ سیاه در ستایش قربانی در یکی از روایت‌های بسیاری که در قربانی وجود دارد ویژگی ضدانسانی قرن بیستم کمال می‌یابد و مالاپارته از خلال آن بر آن روی دیگر انسان، بر جنگ و شرارت گواهی می‌دهد و آن را گوشزد می‌کند. در روستایی نزدیک اوکراین، وقتی که پارتیزان‌ها به آلمانی‌ها حمله می‌کنند در یک روستا تنها پیرزنان و پیرمردان در روستا باقی مانده‌اند. آخرین پارتیزانی که در روستا باقی مانده است یک پسر بچه است، که تقریبا همسن پسر افسر آلمانی‌ای است که آن پسر بچه را دستگیر کرده. او نمی‌تواند خود را راضی کند که دستور شلیک به آن پسربچه را صادر کند. افسر آلمانی می‌گوید: «ببین، من نمی‌خواهم به تو آسیبی برسانم. تو تنها یک بچه هستی و من بابت جنگ علیه کودکان دستمزد نمی‌گیرم. ای خدای مهربان، من که جنگ را اختراع نکرده‌ام...» آن افسر آلمانی راه حلی پیش‌پای کودک می‌گذارد و به او می‌گوید یکی از چشم‌های من شیشه‌ای است. اگر بتوانی بگویی کدام چشم واقعی من است و کدام شیشه‌ای است اجازه می‌دهم که بروی. کودک بلافاصله می‌گوید: «چشم چپ شیشه‌ای است.» افسر می‌پرسد: «از کجا به این سرعت دریافتی؟» و کودک پاسخ می‌دهد که فقط در چشم چپ تو هنوز چیزی انسانی باقی‌مانده است

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.