

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
نگاهی به گفتگو
درباره این اپیزود
این اپیزود به بررسی یکی از بزرگترین معماهای تاریخ قرن بیستم میپردازد: سرنوشت آناستازیا، دختر کوچک تزار نیکلای دوم، و ادعای زنی به نام آنا اندرسون که مدعی بود آناستازیای فراری است. گوینده در ابتدا یادآوری میکند که سریال رومانوفها به پایان رسیده اما ماجراها ادامه دارد و سپس داستان را از انقلاب روسیه و سقوط تزار آغاز میکند. پس از انقلاب بلشویکها و زندانی شدن خانواده سلطنتی، در ۱۷ جولای ۱۹۱۸ آنها به زیرزمین برده شده و تیرباران میشوند. آناستازیا در آن روز هفده ساله بود. بلشویکها اجساد را نابود کرده و مخفیانه در معدنی دفن میکنند. با این حال، شایعاتی درباره فرار برخی از فرزندان تزار به دلیل
بیشتر بخوانید
نبود جنازه و مراسم خاکسپاری و خودداری برخی سربازان از شرکت در اعدام شکل میگیرد. سالها بعد، در ۱۷ سپتامبر ۱۹۲۰، زن جوانی با پریدن از پل در برلین قصد خودکشی میکند، نجات مییابد و به بیمارستان روانی فرستاده میشود. او شش ماه سکوت میکند و زخمهای عجیبی بر بدنش دارد. کارکنان او را آنا اندرسون مینامند. پس از شروع به حرف زدن با لهجهای عجیب، بیماری دیگر به نام کلارا او را یکی از دختران تزار میشناسد و اشراف روسی را برای دیدن او میآورد. بسیاری از دیدن آنا و شباهت او به رومانوفها شگفتزده میشوند، حتی خواهر تزار به دیدنش میرود اما او را غریبه میخواند. در مقابل، گروهی از جمله گلب باتکین، همبازی کودکی آناستازیا، به شدت از ادعای او حمایت میکنند و شواهد مخالف را نادیده میگیرند. از جمله این شواهد، ناتوانی آنا در فهم زبان روسی است، در حالی که آناستازیای واقعی به انگلیسی و فرانسه نیز مسلط بود. همچنین آنا جزئیات جذابی از زندگی شخصی رومانوفها به یاد میآورد اما رویدادهای مهم را نمیداند که آن را به ضربه روحی نسبت میدادند. آنا در ابتدا سردرگم و شوکه بود و نه تأیید میکرد نه رد، اما چند ماه قبل از مرخص شدن، اصرار داشت که آناستازیاست و توضیح داد که چگونه با جواهرات دوختهشده در لباس از گلولهها جان سالم به در برده، زیر اجساد پنهان شده و توسط یک سرباز از کشور خارج شده است. او به برلین آمد تا خانوادهاش را پیدا کند اما موفق نشد. پس از ترخیص، آنا در میان هواداران خاندان سلطنتی جای میگیرد و جاسوسان حکومت جدید او را زیر نظر میگیرند. او به عنوان تهدیدی سیاسی و وارث بالقوه تاج و تخت رومانوفها مطرح میشود. آقای گلب با نوشتن مقالاتی در روزنامههای معروف توجه عمومی را به او جلب میکند. در سال ۱۹۲۵ آنا ازدواج میکند. یک پرنس بلندمرتبه دانمارکی که از بستگان نزدیک آناستازیا است، برای تحقیق دربارهٔ صحت ادعای او میآید اما به نتیجه قطعی نمیرسد و آنا را برای احتیاط به سوئیس میفرستد و هزینههای بیمارستانی را میپردازد. با این حال، همه قانع نمیشوند؛ گرند دوک هس، برادر تزارینا الکساندرا، او را شیاد میداند و کارآگاه خصوصی استخدام میکند. کارآگاه نتیجه میگیرد که آنا در واقع فرانسیسکا چانسکافسکا، کارگر کارخانه لهستانی در آلمان است که در سال ۱۹۲۰ ناپدید شده و سابقه مشکلات روحی و فرار از دو بیمارستان روانی دارد. زخمهای بدنش نیز از انفجار سال ۱۹۱۶ در کارخانه نشأت میگیرد. روزنامههای آلمانی این اطلاعات را منتشر میکنند و از برادر واقعی فرانسیسکا انتظار تأیید هویت خواهرش میرود؛ او پس از ملاقات، شباهتهایی را میپذیرد اما امضا نمیکند که این زن خواهرش است و به شکلی مشکوک ناپدید میشود. در ادامه، گلب که باور داشت داراییهای تزار در خارج از روسیه باید به آنا برسد، با اتهام سوءاستفاده از زن بیمار برای کلاهبرداری از خانواده رومانف مواجه میشود. طرفین به توافق نمیرسند و گلب پرونده را به دادگاه میبرد. او آنا را با خود به آمریکا میبرد و آنها در خانهٔ زنی ثروتمند زندگی میکنند، در حالی که خبرنگاران بیرون خانه جمع شدهاند. آنا گاهی بیرون میرود و سر خبرنگاران داد میکشد یا به آنها حمله میکند و گاهی روزها خود را در اتاقش حبس میکند. در سال ۱۹۳۰ قاضی دستور میدهد دوباره در بیمارستان روانی بستری شود. در نهایت دادگاه اعلام میکند مدرک کافی برای اثبات اینکه این زن آناستازیاست وجود ندارد و آنها شکست میخورند. پس از آن همه آنا را رها میکنند و او در طول جنگ جهانی دوم تنها و در شرایط بدی در روستایی در آلمان زندگی میکند. اما فرهنگ عامه او را فراموش نمیکند؛ با الهام از زندگی او در سال ۱۹۵۶ فیلم آناستازیا ساخته میشود که اینگرید برگمن نقش او را بازی میکند و برای این نقشآفرینی اسکار و گلدن گلوب میگیرد. کمی بعد گلب دوباره آنا را پیدا میکند و او را به آمریکا میفرستد. در آمریکا آنا با یک پروفسور تاریخدان که حدود بیست سال از خودش کوچکتر بود آشنا میشود. آنا و همسرش به ویرجینیا میروند. در سال ۱۹۸۴ او را به بیمارستان روانی دیگری میفرستند و همسرش با اسلحه به بیمارستان حمله میکند تا او را نجات دهد، اما هر دو بازداشت میشوند. آنا دو ماه بعد بر اثر ذاتالریه درگذشت. پس از سقوط شوروی در سال ۱۹۹۱، دانشمندان روسی محل دفن خانواده سلطنتی را پیدا میکنند و آزمایش DNA نشان میدهد اجساد متعلق به پدر، مادر، سه دختر و چهار خدمه است. دو عضو خانواده، یعنی الکسی و یکی از دختران، در میان اجساد نیستند. این موضوع به جای اثبات داستان آنا، با آزمایش DNA نشان میدهد که او هیچ ارتباطی با رومانوفها ندارد. در سال ۲۰۰۷ گروهی بقایای باقیمانده را کشف میکنند و مشخص میشود یکی از آنها الکسی و دیگری یکی از دختران است، هرچند دقیقاً مشخص نیست کدام دختر. در نهایت، آزمایش DNA تأیید میکند که آناستازیا در همان روز کشته شده و این پایان تراژیکی برای یکی از بزرگترین معماهای تاریخ است.
محورهای گفتگو
فصلهای گفتگو
۵ فصلپرسشهای مهم این گفتگو
۸ پرسشچرا آناستازیا در فرهنگ عامه معروف است؟
گوینده میگوید دلیل معروفیت آناستازیا این است که برای بیش از هفتاد سال سرنوشت او یکی از بزرگترین معماهای تاریخ بود.
خانواده سلطنتی روسیه چگونه اعدام شدند؟
آنها پس از پنج ماه اسارت، در ۱۷ جولای ۱۹۱۸ به بهانه عکس گرفتن به زیرزمین برده شدند و در دو ردیف ایستادند و سپس سربازها آنها را تیرباران کردند.
چرا شایعه فرار فرزندان تزار در میان مردم شکل گرفت؟
چون خانواده سلطنتی ناپدید شده بودند و جنازه یا مراسم خاکسپاری دیده نشد، و همچنین بعضی از سربازان بلشویک از شرکت در اعدام خودداری کرده بودند.
آنا اندرسون چگونه به بیمارستان روانی برلین رسید؟
او در ۱۷ سپتامبر ۱۹۲۰ با پریدن از پل قصد خودکشی داشت، نجات یافت و توسط پلیس از کانال آب بیرون کشیده شد. چون مدرک شناسایی نداشت، ابتدا به بیمارستان و سپس به بیمارستان روانی فرستاده شد.
کلارا چه نقشی در ماجرای آنا اندرسون داشت؟
کلارا، بیمار دیگری در بیمارستان روانی، با دیدن آنا مطمئن شد که او یکی از دختران تزار است و پس از مرخص شدن، به سراغ اشراف روسی در برلین رفت تا آنها را برای دیدن آنا بیاورد.
چه کسی گلب باتکین بود و چه نقشی در حمایت از آنا داشت؟
گلب باتکین همبازی کودکی آناستازیا و پسر پزشک خانواده رومانوف بود که در روز حادثه کشته شد. او باور داشت که آنا همان آناستازیاست و اصرار داشت این را به همه اثبات کند.
چرا آنا نمیتوانست به روسی صحبت کند و این چه واکنشی داشت؟
آنا به هیچ وجه روسی متوجه نمیشد. پرستارانش ادعا میکردند که در خواب روسی حرف میزند، اما وقتی بیدار بود نه تنها حرف نمیزد بلکه متوجه هم نمیشد.
آناستازیا واقعی به چه زبانهایی مسلط بود؟
آناستازیا واقعی به انگلیسی و فرانسه هم مسلط بود.
نامها در این گفتگو
زمان پخش فقط برای اشارههایی نمایش داده میشود که محل آنها در صوت قابل تأیید است.
بخشی از اطلاعات این صفحه با کمک هوش مصنوعی از محتوای اپیزود استخراج شده است. اگر خطا یا نکتهای دیدید، .
تکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
سالها مردم امیدوار بودند که کوچکترین دختر خاندان سلطنتی از سرنوشت وحشتناک خانوادهاش گریخته باشد. و بله .... فقط دو سال بعد آناستازیا پیدا شد!!! اما این زن واقعاً کی بود؟ در این قسمت از یکی از بزرگترین معماهای قرن بیستم صحبت میکنیم ----------------------- 🎧سریال بازی تاج و تخت به سبک رومانفها 🎧 👑مقدمه سریال بازی تاج و تخت به سبک رومانفها 👑 رومانفها(فصل اول): قصر عروس های مرده، ظهور خاندان رومانف 👑 رومانفها (فصل دوم) ☀️نبرد دو خورشید☀️ رومانفها(فصل سوم): پتر کبیر رومانفها(فصل پنجم): کاترین کبیر قسمت اول رومانف ها (فصل پنجم): کاترین کبیر قسمت دوم 🫧رومانفها (فصل ششم): تزار سر حبابی رومانف ها (فصل هفتم): تزار فاتح 🗡️ رومانف ها (فصل هشتم): تزار آزادی بخش و ارتش سایهها رومانفها (فصل نهم): آخرین تزار،( قسمت اول) آغاز پایان رومانفها (فصل نهم ) : قسمت دوم، سایه شوم راسپوتین رومانفها(فصل نهم ): پایان ------------------------------ اگه دوست داری از بیوگرافی حمایت مالی بکنی چه داخل ایران باشی چه خارج از ایران، میتونی از این لینک استفاده کنی ازت ممنونم 💙 دونیت برای Biography (Biography) - درگاه حمایت مالی دارمت 🔗 hamibash.com/Biography --------------------------------------- Chopin Waltz_No._19_in_A_minor,_B._150_(Aya_Higuchi) intro/outro https://commons.wikimedia.org/wiki/File:Chopin_-_Waltz_No._19_in_A_minor,_B._150_(Aya_Higuchi).flac · Title: Waltz_No._19_in_A_minor Composer: Frédéric Chopin (1810–1849) Performer: Aya Higuchi File: Chopin - Waltz No. 19 in A minor, B. 150 (Aya Higuchi) Source: Set Chopin Free by Aaron Dunn » Long overdue update! — Kickstarter License: public domain
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


