
۲۹ آبان ۱۴۰۴ · 33 دقیقه

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزوداگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
گروه سنی الف/ب نویسنده: سوزا آپن راده_ مترجم: منیژه نصیری خلاصه ی داستان : موقعیت هایی پیش میاد که احساس بدی به لنا دست می ده.،،وقتی یان اونو تو زمین بازی عصبانی میکنه, وقتی خانم همسایه می خواد بغلش کنه یا وقتی عمو مابر می خواد اونو روی زانوهایش بنشونه. خب، لنا باید چه کار کنه؟ لنامحکم می ایسته و با صدای بلند و با اعتماد به نفس می گه: نه! برای همین وقتی مرد ِ غریبه سعی می کنه لنا رو باخودش ببره، اون جواب درست رو می دونه.
هنوز نظری نوشته نشده.
بر اساس عنوان و توضیحات این اپیزود

۲۹ آبان ۱۴۰۴ · 33 دقیقه