پادگرد
کاور دیوان حافظ 014- گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
بهاریه

دیوان حافظ 014- گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

۲۷ شهریور ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریبگفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریبگفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدارخانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریبخفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غمگر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریبای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناستخوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریبمی‌نماید عکس می در رنگ روی مه وشتهمچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریببس غریب افتاده است آن مور خط گرد رختگر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریبگفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تودر سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریبگفت حافظ آشنایان در مقام حیرتنددور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریبحافظ, غزلیاتحافظ

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.