پادگرد
کاور دیوان حافظ 025- روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست
بهاریه

دیوان حافظ 025- روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست

۲ مهر ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاستمی ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواستنوبه زهدفروشان گران جان بگذشتوقت رندی و طرب کردن رندان پیداستچه ملامت بود آن را که چنین باده خورداین چه عیب است بدین بی‌خردی وین چه خطاستباده نوشی که در او روی و ریایی نبودبهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاستما نه رندان ریاییم و حریفان نفاقآن که او عالم سر است بدین حال گواستفرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیموان چه گویند روا نیست نگوییم رواستچه شود گر من و تو چند قدح باده خوریمباده از خون رزان است نه از خون شماستاین چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بودور بود نیز چه شد مردم بی‌عیب کجاستحافظ, غزلیاتحافظ

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.