پادگرد
کاور دیوان حافظ 046- گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
بهاریه

دیوان حافظ 046- گل در بر و می در کف و معشوق به کام است

۲ مهر ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

گل در بر و می در کف و معشوق به کام استسلطان جهانم به چنین روز غلام استگو شمع میارید در این جمع که امشبدر مجلس ما ماه رخ دوست تمام استدر مذهب ما باده حلال است ولیکنبی روی تو ای سرو گل اندام حرام استگوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ استچشمم همه بر لعل لب و گردش جام استدر مجلس ما عطر میامیز که ما راهر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام استاز چاشنی قند مگو هیچ و ز شکرزان رو که مرا از لب شیرین تو کام استتا گنج غمت در دل ویرانه مقیم استهمواره مرا کوی خرابات مقام استاز ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ استوز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام استمیخواره و سرگشته و رندیم و نظربازوان کس که چو ما نیست در این شهر کدام استبا محتسبم عیب مگویید که او نیزپیوسته چو ما در طلب عیش مدام استحافظ منشین بی می و معشوق زمانیکایام گل و یاسمن و عید صیام استحافظ, غزلیاتحافظ

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.