پادگرد
کاور دیوان حافظ 054- ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
بهاریه

دیوان حافظ 054- ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

۲ مهر ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون استببین که در طلبت حال مردمان چون استبه یاد لعل تو و چشم مست میگونتز جام غم می لعلی که می‌خورم خون استز مشرق سر کو آفتاب طلعت تواگر طلوع کند طالعم همایون استحکایت لب شیرین کلام فرهاد استشکنج طره لیلی مقام مجنون استدلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی استسخن بگو که کلامت لطیف و موزون استز دور باده به جان راحتی رسان ساقیکه رنج خاطرم از جور دور گردون استاز آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیزکنار دامن من همچو رود جیحون استچگونه شاد شود اندرون غمگینمبه اختیار که از اختیار بیرون استز بیخودی طلب یار می‌کند حافظچو مفلسی که طلبکار گنج قارون استحافظ, غزلیاتحافظ

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.