پادگرد
کاور دیوان حافظ 058- دارم امید عاطفتی از جانب دوست
بهاریه

دیوان حافظ 058- دارم امید عاطفتی از جانب دوست

۲ مهر ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دارم امید عاطفتی از جانب دوستکردم جنایتی و امیدم به عفو اوستدانم که بگذرد ز سر جرم من که اوگر چه پریوش است ولیکن فرشته خوستچندان گریستم که هر کس که برگذشتدر اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جوستهیچ است آن دهان و نبینم از او نشانموی است آن میان و ندانم که آن چه موستدارم عجب ز نقش خیالش که چون نرفتاز دیده‌ام که دم به دمش کار شست و شوستبی گفت و گوی زلف تو دل را همی‌کشدبا زلف دلکش تو که را روی گفت و گوستعمریست تا ز زلف تو بویی شنیده‌امزان بوی در مشام دل من هنوز بوستحافظ بد است حال پریشان تو ولیبر بوی زلف یار پریشانیت نکوستحافظ, غزلیاتحافظ

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.