

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان داردبهار عارضش خطی به خون ارغوان داردغبار خط بپوشانید خورشید رخش یا رببقای جاودانش ده که حسن جاودان داردچو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصودندانستم که این دریا چه موج خون فشان داردز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که میبینمکمین از گوشهای کردهست و تیر اندر کمان داردچو دام طره افشاند ز گرد خاطر عشاقبه غماز صبا گوید که راز ما نهان داردبیفشان جرعهای بر خاک و حال اهل دل بشنوکه از جمشید و کیخسرو فراوان داستان داردچو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبلکه بر گل اعتمادی نیست گر حسن جهان داردخدا را داد من بستان از او ای شحنه مجلسکه می با دیگری خوردهست و با من سر گران داردبه فتراک ار همیبندی خدا را زود صیدم کنکه آفتهاست در تاخیر و طالب را زیان داردز سروقد دلجویت مکن محروم چشمم رابدین سرچشمهاش بنشان که خوش آبی روان داردز خوف هجرم ایمن کن اگر امید آن داریکه از چشم بداندیشان خدایت در امان داردچه عذر بخت خود گویم که آن عیار شهرآشوببه تلخی کشت حافظ را و شکر در دهان داردحافظ, غزلیاتحافظ
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

