پادگرد
کاور دیوان حافظ 215- دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
بهاریه

دیوان حافظ 215- دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود

۱۳ مهر ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بودتعبیر رفت و کار به دولت حواله بودچل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبتتدبیر ما به دست شراب دوساله بودآن نافه مراد که می‌خواستم ز بختدر چین زلف آن بت مشکین کلاله بوداز دست برده بود خمار غمم سحردولت مساعد آمد و می در پیاله بودبر آستان میکده خون می‌خورم مدامروزی ما ز خوان قدر این نواله بودهر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچیددر رهگذار باد نگهبان لاله بودبر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبحآن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بوددیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاهیک بیت از این قصیده به از صد رساله بودآن شاه تندحمله که خورشید شیرگیرپیشش به روز معرکه کمتر غزاله بودحافظ, غزلیاتحافظ

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.