پادگرد
کاور دیوان حافظ 231- ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
بهاریه

دیوان حافظ 231- ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

۱۳ مهر ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزیدوجه می می‌خواهم و مطرب که می‌گوید رسیدشاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه‌امبار عشق و مفلسی صعب است می‌باید کشیدقحط جود است آبروی خود نمی‌باید فروختباده و گل از بهای خرقه می‌باید خریدگوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوشمن همی‌کردم دعا و صبح صادق می‌دمیدبا لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغاز کریمی گوییا در گوشه‌ای بویی شنیددامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باکجامه‌ای در نیک نامی نیز می‌باید دریداین لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفتوین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دیدعدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشقگوشه گیران را ز آسایش طمع باید بریدتیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زداین قدر دانم که از شعر ترش خون می‌چکیدحافظ, غزلیاتحافظ

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.