پادگرد
کاور دیوان حافظ 271- دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
بهاریه

دیوان حافظ 271- دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس

۱۳ مهر ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرسکه چنان ز او شده‌ام بی سر و سامان که مپرسکس به امید وفا ترک دل و دین مکنادکه چنانم من از این کرده پشیمان که مپرسبه یکی جرعه که آزار کسش در پی نیستزحمتی می‌کشم از مردم نادان که مپرسزاهد از ما به سلامت بگذر کاین می لعلدل و دین می‌برد از دست بدان سان که مپرسگفت‌وگوهاست در این راه که جان بگدازدهر کسی عربده‌ای این که مبین آن که مپرسپارسایی و سلامت هوسم بود ولیشیوه‌ای می‌کند آن نرگس فتان که مپرسگفتم از گوی فلک صورت حالی پرسمگفت آن می‌کشم اندر خم چوگان که مپرسگفتمش زلف به خون که شکستی گفتاحافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرسحافظ, غزلیاتحافظ

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.