پادگرد
کاور دیوان حافظ 321- هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
بهاریه

دیوان حافظ 321- هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم

۱۵ مهر ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدمهر گه که یاد روی تو کردم جوان شدمشکر خدا که هر چه طلب کردم از خدابر منتهای همت خود کامران شدمای گلبن جوان بر دولت بخور که مندر سایه تو بلبل باغ جهان شدماول ز تحت و فوق وجودم خبر نبوددر مکتب غم تو چنین نکته دان شدمقسمت حوالتم به خرابات می‌کندهر چند کاین چنین شدم و آن چنان شدمآن روز بر دلم در معنی گشوده شدکز ساکنان درگه پیر مغان شدمدر شاهراه دولت سرمد به تخت بختبا جام می به کام دل دوستان شدماز آن زمان که فتنه چشمت به من رسیدایمن ز شر فتنه آخرزمان شدممن پیر سال و ماه نیم یار بی‌وفاستبر من چو عمر می‌گذرد پیر از آن شدمدوشم نوید داد عنایت که حافظابازآ که من به عفو گناهت ضمان شدمحافظ, غزلیاتحافظ

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.