پادگرد
کاور دیوان حافظ 398- ز در درآ و شبستان ما منور کن
بهاریه

دیوان حافظ 398- ز در درآ و شبستان ما منور کن

۱۵ مهر ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ز در درآ و شبستان ما منور کنهوای مجلس روحانیان معطر کناگر فقیه نصیحت کند که عشق مبازپیاله‌ای بدهش گو دماغ را تر کنبه چشم و ابروی جانان سپرده‌ام دل و جانبیا بیا و تماشای طاق و منظر کنستاره شب هجران نمی‌فشاند نوربه بام قصر برآ و چراغ مه برکنبگو به خازن جنت که خاک این مجلسبه تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کناز این مزوجه و خرقه نیک در تنگمبه یک کرشمه صوفی وشم قلندر کنچو شاهدان چمن زیردست حسن تواندکرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کنفضول نفس حکایت بسی کند ساقیتو کار خود مده از دست و می به ساغر کنحجاب دیده ادراک شد شعاع جمالبیا و خرگه خورشید را منور کنطمع به قند وصال تو حد ما نبودحوالتم به لب لعل همچو شکر کنلب پیاله ببوس آنگهی به مستان دهبدین دقیقه دماغ معاشران تر کنپس از ملازمت عیش و عشق مه رویانز کارها که کنی شعر حافظ از بر کنحافظ, غزلیاتحافظ

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.