پادگرد
کاور دیوان حافظ 420- وصال او ز عمر جاودان به
بهاریه

دیوان حافظ 420- وصال او ز عمر جاودان به

۱۵ مهر ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

وصال او ز عمر جاودان بهخداوندا مرا آن ده که آن بهبه شمشیرم زد و با کس نگفتمکه راز دوست از دشمن نهان بهبه داغ بندگی مردن بر این دربه جان او که از ملک جهان بهخدا را از طبیب من بپرسیدکه آخر کی شود این ناتوان بهگلی کان پایمال سرو ما گشتبود خاکش ز خون ارغوان بهبه خلدم دعوت ای زاهد مفرماکه این سیب زنخ زان بوستان بهدلا دایم گدای کوی او باشبه حکم آن که دولت جاودان بهجوانا سر متاب از پند پیرانکه رای پیر از بخت جوان بهشبی می‌گفت چشم کس ندیده‌ستز مروارید گوشم در جهان بهاگر چه زنده رود آب حیات استولی شیراز ما از اصفهان بهسخن اندر دهان دوست شکرولیکن گفته حافظ از آن بهحافظ, غزلیاتحافظ

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.