پادگرد
کاور دیوان حافظ 422- در سرای مغان رفته بود و آب زده
بهاریه

دیوان حافظ 422- در سرای مغان رفته بود و آب زده

۱۵ مهر ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

در سرای مغان رفته بود و آب زدهنشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زدهسبوکشان همه در بندگیش بسته کمرولی ز ترک کله چتر بر سحاب زدهشعاع جام و قدح نور ماه پوشیدهعذار مغبچگان راه آفتاب زدهعروس بخت در آن حجله با هزاران نازشکسته کسمه و بر برگ گل گلاب زدهگرفته ساغر عشرت فرشته رحمتز جرعه بر رخ حور و پری گلاب زدهز شور و عربده شاهدان شیرین کارشکر شکسته سمن ریخته رباب زدهسلام کردم و با من به روی خندان گفتکه ای خمارکش مفلس شراب زدهکه این کند که تو کردی به ضعف همت و رایز گنج خانه شده خیمه بر خراب زدهوصال دولت بیدار ترسمت ندهندکه خفته‌ای تو در آغوش بخت خواب زدهبیا به میکده حافظ که بر تو عرضه کنمهزار صف ز دعاهای مستجاب زدهفلک جنیبه کش شاه نصره الدین استبیا ببین ملکش دست در رکاب زدهخرد که ملهم غیب است بهر کسب شرفز بام عرش صدش بوسه بر جناب زدهحافظ, غزلیاتحافظ

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.