پادگرد
کاور دیوان حافظ 494- در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
بهاریه

دیوان حافظ 494- در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

۱۵ مهر ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

در همه دیر مغان نیست چو من شیداییخرقه جایی گرو باده و دفتر جاییدل که آیینه شاهیست غباری دارداز خدا می‌طلبم صحبت روشن راییکرده‌ام توبه به دست صنم باده فروشکه دگر می نخورم بی رخ بزم آرایینرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنجنروند اهل نظر از پی نابیناییشرح این قصه مگر شمع برآرد به زبانور نه پروانه ندارد به سخن پرواییجوی‌ها بسته‌ام از دیده به دامان که مگردر کنارم بنشانند سهی بالاییکشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوستگشت هر گوشه چشم از غم دل دریاییسخن غیر مگو با من معشوقه پرستکز وی و جام می‌ام نیست به کس پرواییاین حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می‌گفتبر در میکده‌ای با دف و نی ترساییگر مسلمانی از این است که حافظ داردآه اگر از پی امروز بود فرداییحافظ, غزلیاتحافظ

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.