

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
خردمند مردی در اقصای شامگرفت از جهان کنج غاری مقامبه صبرش در آن کنج تاریک جایبه گنج قناعت فرو رفته پایشنیدم که نامش خدادوست بودملک سیرتی، آدمی پوست بودبزرگان نهادند سر بر درشکه در مینیامد به درها سرشتمنا کند عارف پاکبازبه در یوزه از خویشتن ترک آزچو هر ساعتش نفس گوید بدهبخواری بگرداندش ده به دهدر آن مرز کاین پیر هشیار بودیکی مرزبان ستمگار بودکه هر ناتوان را که دریافتیبه سرپنجگی پنجه برتافتیجهان سوز و بیرحمت و خیرهکشز تلخیش روی جهانی ترشگروهی برفتند ازان ظلم و عارببردند نام بدش در دیارگروهی بماندند مسکین و ریشپس چرخه نفرین گرفتند پیشید ظلم جایی که گردد درازنبینی لب مردم از خنده بازبه دیدار شیخ آمدی گاه گاهخدادوست در وی نکردی نگاهملک نوبتی گفتش: ای نیکبختبنفرت ز من درمکش روی سختمرا با تو دانی سر دوستی استتو را دشمنی با من از بهر چیست؟گرفتم که سالار کشور نیمبه عزت ز درویش کمتر نیمنگویم فضیلت نهم بر کسیچنان باش با من که با هر کسیشنید این سخن عابد هوشیاربر آشفت و گفت: ای ملک، هوش داروجودت پریشانی خلق از اوستندارم پریشانی خلق دوستتو با آن که من دوستم، دشمنینپندارمت دوستدار منیچرا دوست دارم به باطل منتچو دانم که دارد خدا دشمنت؟مده بوسه بر دست من دوستواربرو دوستداران من دوست دارخدادوست را گر بدرند پوستنخواهد شدن دشمن دوست، دوستعجب دارم از خواب آن سنگدلکه خلقی بخسبند از او تنگدلسعدی, بوستان, باب اول در عدل و تدبیر و رایسعدی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




