

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
گزیری به چاهی در افتاده بودکه از هول او شیر نر ماده بودبداندیش مردم بجز بد ندیدبیفتاد و عاجزتر از خود ندیدهمه شب ز فریاد و زاری نخفتیکی بر سرش کوفت سنگی و گفت:تو هرگز رسیدی به فریاد کسکه میخواهی امروز فریادرس؟همه تخم نامردمی کاشتیببین لاجرم بر که برداشتیکه بر جان ریشت نهد مرهمیکه دلها ز ریشت بنالد همی؟تو ما را همی چاه کندی به راهبسر لاجرم در فتادی به چاهدو کس چه کنند از پی خاص و عامیکی نیک محضر، دگر زشت نامیکی تشنه را تاکند تازه حلقدگر تا بگردن درافتند خلقاگر بد کنی چشم نیکی مدارکه هرگز نیارد گز انگور بارنپندارم ای در خزان کشته جوکه گندم ستانی به وقت درودرخت زقوم ار به جان پروریمپندار هرگز کز او برخوریرطب ناور چوب خر زهرهٔ بارچو تخم افگنی، بر همان چشمدارسعدی, بوستان, باب اول در عدل و تدبیر و رایسعدی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





