پادگرد
کاور بوستان سعدی - 027 - باب اول - چو دور خلافت به مأمون رسید
بهاریه

بوستان سعدی - 027 - باب اول - چو دور خلافت به مأمون رسید

۲۷ مهر ۱۴۰۰ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

چو دور خلافت به مأمون رسیدیکی ماه پیکر کنیزک خریدبه چهر آفتابی، به تن گلبنیبه عقل خردمند بازی کنیبه خون عزیزان فرو برده چنگسر انگشتها کرده عناب رنگبر ابروی عابد فریبش خضابچو قوس قزح بود بر آفتابشب خلوت آن لعبت حور زادمگر تن در آغوش مأمون ندادگرفت آتش خشم در وی عظیمسرش خواست کردن چو جوزا دو نیمبگفتا سر اینک به شمشیر تیزبینداز و با من مکن خفت و خیزبگفت از که بر دل گزند آمدت؟چه خصلت ز من ناپسند آمدت؟بگفت ار کشی ور شکافی سرمز بوی دهانت به رنج اندرمکشد تیر پیکار و تیغ ستمبه یک بار و بوی دهن دم به دمشنید این سخن سرور نیکبختبرآشفت نیک و برنجید سختهمه شب در این فکر بود و نخفتدگر روز با هوشمندان بگفتطبیعت شناسان هر کشوریسخن گفت با هر یک از هر دریدلش گرچه در حال از او رنجه شددوا کرد و خوشبوی چون غنچه شدپری چهره را همنشین کرد و دوستکه این عیب من گفت، یار من اوستبه نزد من آن کس نکوخواه تستکه گوید فلان خار در راه تستبه گمراه گفتن نکو می‌رویجفائی تمام است و جوری قویهر آنگه که عیبت نگویند پیشهنردانی از جاهلی عیب خویشمگو شهد شیرین شکر فایق استکسی را که سقمونیا لایق استچه خوش گفت یک روز دارو فروش:شفا بایدت داروی تلخ نوشاگر شربتی بایدت سودمندز سعدی ستان تلخ داروی پندبه پرویزن معرفت بیختهبه شهد عبارت برآمیختهسعدی, بوستان, باب اول در عدل و تدبیر و رایسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.