پادگرد
کاور بوستان سعدی - 062 - باب سوم - شنیدم که پیری شبی زنده داشت
بهاریه

بوستان سعدی - 062 - باب سوم - شنیدم که پیری شبی زنده داشت

۳۰ مهر ۱۴۰۰ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شنیدم که پیری شبی زنده داشتسحر دست حاجت به حق برفراشتیکی هاتف انداخت در گوش پیرکه بی حاصلی، رو سر خویش گیربر این در دعای تو مقبول نیستبه خواری برو یا بزاری بایستشب دیگر از ذکر و طاعت نخفتمریدی ز حالش خبر یافت، گفتچو دیدی کزان روی بسته‌ست دربه بی حاصلی سعی چندین مبربه دیباجه بر اشک یاقوت فامبه حسرت ببارید و گفت ای غلامبه نومیدی آنگه بگردیدمیاز این ره، که راهی دگر دیدمیمپندار گر وی عنان برشکستکه من باز دارم ز فتراک دستچو خواهنده محروم گشت از دریچه غم گر شناسد در دیگری؟شنیدم که راهم در این کوی نیستولی هیچ راه دگر روی نیستدر این بود سر بر زمین فداکه گفتند در گوش جانش نداقبول است اگرچه هنر نیستشکه جز ما پناهی دگر نیستشسعدی, بوستان, باب سوم در عشق و مستی و شورسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.