پادگرد
کاور بوستان سعدی - 063 - باب سوم - شکایت کند نوعروسی جوان
بهاریه

بوستان سعدی - 063 - باب سوم - شکایت کند نوعروسی جوان

۳۰ مهر ۱۴۰۰ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شکایت کند نوعروسی جوانبه پیری ز داماد نامهربانکه مپسند چندین که با این پسربه تلخی رود روزگارم بسرکسانی که با ما در این منزلندنبینم که چون من پریشان دلندزن و مرد با هم چنان دوستندکه گویی دو مغز و یکی پوستندندیدم در این مدت از شوی منکه باری بخندید در روی منشنید این سخن پیر فرخنده فالسخندان بود مرد دیرینه سالیکی پاسخش داد شیرین و خوشکه گر خوبروی است بارش بکشدریغ است روی از کسی تافتنکه دیگر نشاید چنو یافتنچرا سرکشی زان که گر سرکشدبه حرف وجودت قلم درکشد؟یکم روز بر بنده‌ای دل بسوختکه می‌گفت و فرماندهش می‌فروختتو را بنده از من به افتد بسیمرا چون تو دیگر نیفتد کسیسعدی, بوستان, باب سوم در عشق و مستی و شورسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.