

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
قضا را من و پیری از فاریابرسیدیم در خاک مغرب به آبمرا یک درم بود برداشتندبه کشتی و درویش بگذاشتندسیاهان براندند کشتی چو دودکه آن ناخدا ناخدا ترس بودمرا گریه آمد ز تیمار جفتبر آن گریه قهقه بخندید و گفتمخور غم برای من ای پر خردمرا آن کس آرد که کشتی بردبگسترد سجاده بر روی آبخیال است پنداشتم یا به خوابز مدهوشیم دیده آن شب نخفتنگه بامدادان به من کرد و گفتعجب ماندی ای یار فرخنده رای؟تو را کشتی آورد و ما را خدایچرا اهل دعوی بدین نگروندکه ابدال در آب و آتش روند؟نه طفلی کز آتش ندارد خبرنگه داردش مادر مهرور؟پس آنان که در وجد مستغرقندشب و روز در عین حفظ حقندنگه دارد از تاب آتش خلیلچو تابوت موسی ز غرقاب نیلچو کودک به دست شناور برستنترسد وگر دجله پهناورستتو بر روی دریا قدم چون زنیچو مردان که بر خشک تردامنی؟سعدی, بوستان, باب سوم در عشق و مستی و شورسعدی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

