پادگرد
کاور بوستان سعدی - 069 - باب سوم - یکی را چو من دل به دست کسی
بهاریه

بوستان سعدی - 069 - باب سوم - یکی را چو من دل به دست کسی

۳۰ مهر ۱۴۰۰ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

یکی را چو من دل به دست کسیگرو بود و می‌برد خواری بسیپس از هوشمندی و فرزانگیبه دف بر زدندش به دیوانگیز دشمن جفا بردی از بهر دوستکه تریاک اکبر بود زهر دوستقفا خوردی از دست یاران خویشچو مسمار پیشانی آورده پیشخیالش چنان بر سر آشوب کردکه بام دماغش لگد کوب کردنبودش ز تشنیع یاران خبرکه غرقه ندارد ز باران خبرکرا پای خاطر برآمد به سنگنیندیشد از شیشهٔ نام و ننگشبی دیو خود را پری چهره ساختدر آغوش این مرد و بر وی بتاختسحرگه مجال نمازش نبودز یاران کس آگه ز رازش نبودبه آبی فرو رفت نزدیک بامبر او بسته سرما دری از رخامنصیحتگری لومش آغاز کردکه خود را بکشتی در این آب سردز برنای منصف برآمد خروشکه ای یار چند از ملامت؟ خموشمرا پنج روز این پسر دل فریفتز مهرش چنانم که نتوان شکیفتنپرسید باری به خلق خوشمببین تا چه بارش به جان می‌کشمپس آن را که شخصم ز خاک آفریدبه قدرت در او جان پاک آفریدعجب داری ار بار حکمش برمکه دایم به احسان و فضلش درم؟سعدی, بوستان, باب سوم در عشق و مستی و شورسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.