
۱۸ خرداد ۱۴۰۱ · 1 ساعت و 17 دقیقه

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزوداگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
کسی راه معروف کرخی بجستکه بنهاد معروفی از سر نخستشنیدم که مهمانش آمد یکیز بیماریش تا به مرگ اندکیسرش موی و رویش صفا ریختهبه موییش جان در تن آویختهشب آن جا بیفگند و بالش نهادروان دست در بانگ و نالش نهادنه خوابش گرفتی شبان یک نفسنه از دست فریاد او خواب کسنهادی پریشان و طبعی درشتنمیمرد و خلقی به حجت بکشتز فریاد و نالیدن و خفت و خیزگرفتند از او خلق راه گریزز دیار مردم در آن بقعه کسهمان ناتوان ماند و معروف و بسشنیدم که شبها ز خدمت نخفتچو مردان میان بست و کرد آنچه گفتشبی بر سرش لشکر آورد خوابکه چند آورد مرد ناخفته تاب؟به یک دم که چشمانش خفتن گرفتمسافر پراگنده گفتن گرفتکه لعنت بر این نسل ناپاک بادکه نامند و ناموس و زرقند و بادپلید اعتقادان پاکیزه پوشفریبندهٔ پارسایی فروشچه داند لت انبانی از خواب مستکه بیچارهای دیده بر هم نبست؟سخنهای منکر به معروف گفتکه یک دم چرا غافل از وی بخفتفرو خورد شیخ این حدیث از کرمشنیدند پوشیدگان حرمیکی گفت معروف را در نهفتشنیدی که درویش نالان چه گفت؟برو زین سپس گو سر خویش گیرگرانی مکن جای دیگر بمیرنکویی و رحمت به جای خودستولی با بدان نیکمردی بدستسر سفله را گرد بالش منهسر مردم آزار بر سنگ بهمکن با بدان نیکی ای نیکبختکه در شورهزاران نشاند درخت؟نگویم مراعات مردم مکنکرم پیش نامردمان گم مکنبه اخلاق نرمی مکن با درشتکه سگ را نمالند چون گربه پشتگر انصاف خواهی سگ حق شناسبه سیرت به از مردم ناسپاسبه برفاب رحمت مکن بر خسیسچو کردی مکافات بر یخ نویسندیدم چنین پیچ بر پیچ کسمکن هیچ رحمت بر این هیچ کسبخندید و گفت ای دلارام جفتپریشان مشو زین پریشان که گفتگر از ناخوشی کرد بر من خروشمرا ناخوش از وی خوش آمد به گوشجفای چنین کس نباید شنودکه نتواند از بیقراری غنودچو خود را قوی حال بینی و خوشبه شکرانه بار ضعیفان بکشاگر خود همین صورتی چون طلسمبمیری و اسمت بمیرد چو جسموگر پرورانی درخت کرمبر نیک نامی خوری لاجرمنبینی که در کرخ تربت بسی استبجز گور معروف، معروف نیستبه دولت کسانی سر افراختندکه تاج تکبر بینداختندتکبر کند مرد حشمت پرستنداند که حشمت به حلم اندرستسعدی, بوستان, باب چهارم در تواضعسعدی
هنوز نظری نوشته نشده.
بر اساس عنوان و توضیحات این اپیزود

۱۸ خرداد ۱۴۰۱ · 1 ساعت و 17 دقیقه



