پادگرد
کاور بوستان سعدی - 094 - باب چهارم - شنیدم که لقمان سیه‌فام بود
بهاریه

بوستان سعدی - 094 - باب چهارم - شنیدم که لقمان سیه‌فام بود

۳۰ مهر ۱۴۰۰ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شنیدم که لقمان سیه‌فام بودنه تن‌پرور و نازک اندام بودیکی بندهٔ خویش پنداشتشزبون دید و در کار گل داشتشجفا دید و با جور و قهرش بساختبه سالی سرایی ز بهرش بساختچو پیش آمدش بندهٔ رفته بازز لقمانش آمد نهیبی فرازبه پایش در افتاد و پوزش نمودبخندید لقمان که پوزش چه سود؟به سالی ز جورت جگر خون کنمبه یک ساعت از دل بدر چون کنم؟ولی هم ببخشایم ای نیکمردکه سود تو ما را زیانی نکردتو آباد کردی شبستان خویشمرا حکمت و معرفت گشت بیشغلامی است در خیلم ای نیکبختکه فرمایمش وقتها کار سختدگر ره نیازارمش سخت، دلچو یاد آیدم سختی کار گلهر آن کس که جور بزرگان نبردنسوزد دلش بر ضعیفان خردگر از حاکمان سختت آید سخنتو بر زیردستان درشتی مکنسعدی, بوستان, باب چهارم در تواضعسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.