پادگرد
کاور بوستان سعدی - 095 - باب چهارم - شنیدم که در دشت صنعا جنید
بهاریه

بوستان سعدی - 095 - باب چهارم - شنیدم که در دشت صنعا جنید

۳۰ مهر ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شنیدم که در دشت صنعا جنیدسگی دید بر کنده دندان صیدز نیروی سر پنجهٔ شیر گیرفرومانده عاجز چو روباه پیرپس از غرم و آهو گرفتن به پیلگد خوردی از گوسفندان حیچو مسکین و بی طاقتش دید و ریشبدو داد یک نیمه از زاد خویششنیدم که می‌گفت و خوش می‌گریستکه داند که بهتر ز ما هر دو کیست؟به ظاهر من امروز از این بهترمدگر تا چه راند قضا بر سرمگرم پای ایمان نلغزد ز جایبه سر بر نهم تاج عفو خدایوگر کسوت معرفت در برمنماند، به بسیار از این کمترمکه سگ با همه زشت نامی چو مردمر او را به دوزخ نخواهند بردره این است سعدی که مردان راهبه عزت نکردند در خود نگاهازان بر ملایک شرف داشتندکه خود را به از سگ نپنداشتندسعدی, بوستان, باب چهارم در تواضعسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.