پادگرد
کاور بوستان سعدی - 098 - باب چهارم - شنیدم که مغروری از کبر مست
بهاریه

بوستان سعدی - 098 - باب چهارم - شنیدم که مغروری از کبر مست

۳۰ مهر ۱۴۰۰ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شنیدم که مغروری از کبر مستدر خانه بر روی سائل ببستبه کنجی درون رفت و بنشست مردجگر گرم و آه از تف سینه سردشنیدش یکی مرد پوشیده چشمبپرسیدش از موجب کین و خشمفرو گفت و بگریست بر خاک کویجفائی کزان شخصش آمد به رویبگفت ای فلان ترک آزار کنیک امشب به نزد من افطار کنبه خلق و فریبش گریبان کشیدبه خانه در آوردش و خوان کشیدبر آسود درویش روشن نهادبگفت ایزدت روشنایی دهادشب از نرگسش قطره چندی چکیدسحر دیده بر کرد وعالم بدیدحکایت به شهر اندر افتاد و جوشکه آن بی بصر دیده بر کرد دوششنید این سخن خواجه سنگدلکه برگشت درویش از او تنگدلبگفتا حکایت کن ای نیکبختکه چون سهل شد بر تو این کار سخت؟که بر کردت این شمع گیتی فروز؟بگفت ای ستمگار برگشته روزتو کوته نظر بودی و سست رایکه مشغول گشتی به جغد از همایبه روی من این در کسی کرد بازکه کردی تو بر روی او در، فرازاگر بوسه بر خاک مردان زنیبه مردی که پیش آیدت روشنیکسانی که پوشیده چشم دلندهمانا کز این توتیا غافلندچو برگشته دولت ملامت شنیدسر انگشت حسرت به دندان گزیدکه شهباز من صید دام تو شدمرا بود دولت به نام توشدکسی چون بدست آورد جره بازفرو برده چون موش دندان به آز؟الا گر طلبکار اهل دلیز خدمت مکن یک زمان غافلیخورش ده به گنجشک و کبک وحمامکه یک روزت افتد همایی به دامچو هر گوشه تیر نیاز افگنیامیدست ناگه که صیدی زنیدری هم برآید ز چندین صدفز صد چوبه آید یکی بر هدفسعدی, بوستان, باب دوم در احسانسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.